Ay: Mart 2023

  • درد بی درمان ایران با کریدور زنگزور

    کریدور زنگزور ایران ارمنستان آذربایجان

    اگر بخواهیم ایران را در یک جمله تعریف بکنیم، ایران کشوری است تصنعی که توسط استعمارگران غربی در دل جغرافیای اسلام و برای تشتت و تضعیف ملتهای مسلمان از جمله ترکها و عربها ساخته شده است. ایران در صد سال تاریخش همیشه بر علیه ملتهای منطقه خصوصا ترکها و عربها فعالیت کرده است. به همین خاطر پشتیبانی بی حد و حصر استعمارگران غربی را داشته است این پشتیبانی تاکنون مانع از فروپاشی و تجزیه ایران شده است. ایران همیشه نقش ستون پنجم دنیای غرب و مسیحیت در دل مسلمانان را بازی کرده است.

    اگر بخواهیم لیستی از کشورهایی را تهیه کنیم که احتمال تجزیه و فروپاشی آن زیاد است، مطمنا ایران در بالاترین بخش این لیست قرار خواهد گرفت، یکی از مهمترین دلایل عدم فروپاشی ایران در صد سال گذشته، پشتیبانی قدرتهای جهانی از یکپارچگی ایران است زیرا ایران کشوری بسیار مهم برای تامین منافع استعمارگران در منطقه است. البته قدرتهای جهانی در کنار پشتیبانی از ایران، فقط امکان قدرتمندی محدود برای بازیگری و دخالت در منطقه را برای ایران فراهم می کنند و از قدرتمند شدن ویا توسعه بیش از حد ایران جلوگیری می کنند.

    قرار گرفتن ایران در دل دنیای اسلام و در مسیر انحصاری گذرگاههای غرب به شرق و شمال به جنوب آسیا همراه با دشمنی بی حد و اندازه آن با ملتهای مسلمان، موقعیت ژئوپولیتیکی ویژه ای برای ایران ایجاد کرده است. قدرتهای جهانی، به خاطر چنین موقعیتی، از ایران به عنوان ارزشمندترین مهره برای مهار ملتهای منطقه از شمال افریقا تا خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز استفاده می کنند. البته همین موقعیت نقطه ضعف و پاشنه آشیل ایران هم است، زیرا همین عامل به معنی در محاصره کشورهای مسلمان بودن هم هست. ایران جزو کشورهایی است که دارای بیشترین تعداد همسایگان است و برای تجارت با هر کشوری در دنیا می تواند دهها راه ارتباطی متفاوت پیدا بکند ولی همه این راهها مجبورا از یک کشور اسلامی(ترک، عرب، پشتون و …) می گذرند. تنها راه ارتباطی ایران که از کشورهای اسلامی نمی گذرد راه ارمنستان است. این راه برای ایران و پشتیبانان جهانیش اهمیت حیاتی دارد زیرا تنها از طریق این راه است که بدون گذر از یک کشور اسلامی می تواند با قدرتها جهانی ارتباط داشته و پشتیبانی لازم را دریافت بکند.

    تعریف هویتی ایران بر اساس ناسیونالیسم نژادگرایانه فارسی و ضدیت با همه ملتهای مسلمان منطقه از جمله ترکها و عربها بنا شده است و این ضدیت ارتباطی با تشیع ندارد(پشتیبانی بی حد و حصر از تاجیکان سنی و ارمنیان مسیحی، در کنار دشمنی بی حد و حصر با آذربایجان شیعی نشانه واضح این مدعاست). ایران برای بقای خود نیاز به راه ارتباطی با متحدان و پشتیبانان واقعی خود بدون گذر از کشورهای مسلمان(ترکها و عربها) دارد و تنها مسیر ممکن ارمنستان است. با بسته شدن این مسیر، بقای ایران امکان پذیر نیست. با ایجاد کریدور زنگزور نه تنها ارتباط بدون واسطه ایران با دنیای مسیحیت قطع خواهد شد بلکه با ایجاد گذرگاههای شرق-غرب و شمال-جنوب بدون گذر از ایران، اهمیت ژئوپولیتیک ایران تماما از بین خواهد رفت. گذرگاه شرق-غرب با شروع از چین و گذر از خزر و زنگزور و ترکیه به اروپا خواهد رسید. در عین حال گذرگاه شمال-جنوب هم با شروع از روسیه و گذر از زنگزور و ترکیه به بندر فاو در عراق ویا بنادر مدیترانه ترکیه خواهد رسید و هر دو مسیر بدون گذر از ایران ممکن خواهد شد

    با توجه به مطالب بالا دلیل اصلی مخالفتهای ایران با این کریدور آشکار می شود. کریدور زنگزور آخرین تیر بر تابوت ایران است و باعث فروپاشی ایران خواهد شد زیرا:

    1- غرب و شرق بدون نیاز به گذر از ایران و با کوتاهترین مسیر به هم مرتبط خواهند شد. خصوصا آذربایجان با نخجوان و ترکیه با آذربایجان و آسیای میانه وصل شده و زمینه اتحاد و توسعه بیشتر این مناطق فراهم خواهد شد

    2- کشورهای حوزه قفقاز، آسیای میانه، روسیه و ترکیه بدون گذر از ایران از طریق مسیر عراق به بندر فاو و خلیج متصل خواهند شد

    3- ایران برای اتصال با متحدان مسیحی خود در دنیای غرب و کسب پشتیبانی آنها مجبور به کسب اجازه از آذربایجان، ترکیه ویا عراق خواهد بود و ارتباط مستقیم ایران با دنیای مسیحیت قطع خواهد شد

    4- از دست رفتن مسیرهای فوق باعث از دست رفتن درامدهای بالقوه ایران از مسیرهای ترانزیتی و قدرت نفوذ ایران در کشورهای منطقه خواهد شد

    5- کشورهای منطقه با خلاص شدن از شیطنتهای ایران و امکانات مواصلاتی فراهم شده، بیشتر از گذشته رشد و شکوفایی را تجربه خواهند کرد

    6- ایران با دور ماندن از تحولات و پیشرفتهای منطقه ای روز به روز فقیرتر و دیکتاتورتر خواهد شد

    7- با توجه به موارد فوق موقعیت ژئوپولیتیکی ایران به شدت تضعیف شده و در نتیجه ایران اهمیت ژئوپولیتیکی خود را از دست خواهد داد

    8- با از دست رفتن اهمیت ژئوپولیتیک و قدرت بازیگری ایران در منطقه، قدرتهای جهانی نیازی به پشتیبانی و حفظ یکپارچگی ایران نخواهند داشت و راه برای تغییرات ژئوپولیتیک گسترده تر در منطقه باز خواهد شد

  • ملیتهای فارس و غیر فارس

    فارس غیر فارس

    اشتباهی که در اکثر تحلیلهای فدرالیستهای ترک دیده می شود این است که ایران را به صورت ملیتهای فارس و غیر فارس تقسم بندی می کنند و احساس می کنند اتحاد ملیتهای غیر فارس شدنی است و می تواند باعث تغییر سیستم به نفع غیر فارسها و خصوصا ترکها شود

    به نظر من در ایران ملیتها به صورت طبیعی به شکل ترکها و غیر ترکها تقسیم بندی شده اند و این تقسیم بندی غیر قابل تغییر است، غیر از اقلیت کوچک عربها، ملیتهای دیگر خود را هم خانواده فارسها می دانند، از نطر زبانی، فرهنگی و اتنیکی هم به همین صورت است. اگر در موقعیتی امکان انتخاب بین منافع فارسها و ترکها باشد(مثلا زبان رسمی ترکی باشد یا فارسی؟) همه ملیتهای غیر ترک به نفع فارسها اقدام می کنند و خواهند کرد لذا ترکها و خصوصا آذربایجان جنوبی باید استراتژی مبارزه خود را بدون اتکا به ملیتهای غیر فارس ایران و فقط با اتکا به ملت خود و پشتیبانی برادران ترک خود در دیگر کشورها ترسیم بکنند

  • Bütün Bayraqsızlara seslenirem

    gğney azərbaycan bayrağı

    Allah aşqına bitirin ve lütfen Milli Hereketin Vaxtını boşuna yormayın

    Güney Azerbaycan’ın tek bayrağı var, 10 binlerce insan babek qalasında qaldırıp ve TEBRİZ BAYRAĞIN MÜBAREK dedikleri bayrak. Bu insanlara saygınız olsun, milletimize saygınız olsun, Bayrağımız için zindanlara düşüp işkence çekenlere saygınız olsun.

    Millet Seçmeyip, Demokratik değil kimi sözler deyip ağlımızla dalga geçmeyin. Siz ne demokrasi peşindesiniz ne millete saygınız var. Sadece milli anlayışınız olmadığı için, birilerine beslediğiniz kin ile yola çıxırsınız, LÜTFEN YAPMAYIN.

    Güya Güney Azerbaycan Bayrağı, Güney Azerbaycan Xalqı tarafından seçilmeyib. Ama quzey Azerbaycan bayrağı da, Güney Azerbaycan Xalqı terefinden seçilmeyib, neden onu qaldırmaqda sorun görmürsüz de bunu qaldırmaqda sorun görürsen? bu demokratik mi? siz demokrasi falan peşinde değilsiniz, neden güney Azerbaycan Bayrağına GAMOH veya Çehreqanlı bayrağı deyirsiz de, Quzey Azerbaycan bayrağına Hüseyinzade bayrağı veya Fiyuzat bayrağı demirsiz?

    Ne GÜNEY AZERBAYCAN BAYRAĞI, Çehreqanlı veya GAMOH bayrağı demek hakkımız var, ne de Quzey Azerbaycanımızın Şanlı bayrağına Hüseyinzade veya Fiyuzat bayrağı demek hakkımız var.

    Lütfen Bitirin

  • تزریق ترس به جامعه با بیوتروریسم، شاید ایران آبستن بدترین سناریها است

    ترس همانند یک بیماری مسری است که تقریباً در هر دوره ای از تاریخ مورد سواستفاده قدرت شده است. احساس قدرتمند و گسترده ترس می تواند یک فرد را قادر سازد تا بر هزاران و میلیون ها نفر اعمال فشار و قدرت بکند. در جوامع دیکتاتوری مجازات های مختلفی برای جلوگیری از تحرکات مخالف وجود دارد. مجازاتهایی همانند شکنجه، قطع عضو ، اعدام یا حبس و نتایج آن مانند انگ، طرد و آسیب به منزلت اجتماعی از سوی جامعه باعث ایجاد ترس در مردم می شود. هر حاکمی می داند که نمی تواند کل جامعه را مجازات بکند ولی با ایجاد ترس از تنبیه‌های حکومتی، باعث شود که فکر «اگر برای من اتفاق بیفتد» در جامعه فراگیر شود. چنین ترسی می تواند مهمترین ابزار برای جلوگیری از هرگونه طغیان باشد.

    حتی انقلاب فرانسه که امروزه مهم ترین گام دموکراسی و حقوق بشر به شمار می رود، موفقیت خود را مدیون اثر عظیم ترس است. در دوره پس از انقلاب فرانسه که به نام «دوره ترور» نامیده می‌شود، هزاران نفر از مخالفان انقلاب اعدام شدند و نوعی کشتار اجتماعی انجام شد. لذا می توان گفت که حاکمان مستبد وقتی که می خواهند در جامعه تغییراتی را ایجاد بکنند که که در حالت عادی امکان پذیرش آن وجود ندارد از سیاست ترس استفاده می کنند.

    مهمترین عاملی که باعث موفقیت سیاست ترس می شود «وضعیت عدم اطمینان» است. در شرایطی که مردم نمی دانند فردا چه خواهد شد، احساس امنیت نمی‌کنند و بی‌اطمینانی دائمی وجود دارد، ترس و اضطراب ناشی از این وضعیت می‌تواند به مهم‌ترین سلاح حکومت در جهت دهی و سرکوب جوامع تبدیل شود. به همین دلیل، هر نوع تغییر در ساختار قدرت در هنگام ترس و بلاتکلیفی ملت آسان تر است. ترسی که به جامعه پمپاژ می شود، آنها را به پذیرش و حتی حمایت از این سیاست ها وادار می کند. وقتی که ترس بر جامعه حاکم است، مردم می توانند حتی چیزهایی را بپذیرند که در شرایط عادی هرگز نمی پذیرفتند. مهم ترین چیزی که ترس را در چنین شرایطی مؤثر می کند، تداوم است. ذهنیت و سوال “حالا چه خواهد شد؟” با تداوم و افزایش سیستماتیک ترس به ذهنیت “هر چه بادا باد” می رسد و آنچه قبلا غیرقابل قبول بود را قابل قبول می کند. یعنی مردم حقوق و آزادی های خود را فدای امنیت خود می کنند.

    با توجه به مطالب بالا و تزریق ترس به جامعه از طریق عملیات بیوتروریسم در مدارس، به نظر می رسد که حکومت آبستن تغییراتی است و برای پذیرش آن تغییرات در جامعه بسترسازی می شود. این عملیات تروریستی توسط هر قدرتی که انجام می شود مطمئنا آن قدرتها به دنبال تغییراتی هستند که در حالت عادی توسط مردم قابل پذیرش نیست. تحلیل ویا پیش بینی آینده و تغییرات مربوطه تنها زمانی ممکن است که عامل این عملیاتهای تروریستی مشخص شود. شاید ایران آبستن بدترین سناریها است آماده باشیم