Ay: Mart 2026

  • حکایت ملا نصرالدين و ترامپ

    حکایت ملا نصرالدين و ترامپ

    ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند. دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكۀ نقره را انتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه ی نقره را انتخاب مي‌كرد. تا اين كه مرد مهرباني از راه رسيد و از اين كه ملا نصرالدين را آن طور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ی ميدان به سراغش رفت و گفت: هروقت دوسكه به تونشان دادند٬ سكۀ طلا را بردار. اين طوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه ی طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام.

    1- اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند

    2- اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی، آن ها احتمالا به تو کمک خواهند کرد

    3- اگر بتوانی ضعف های مردم را بفهمی می توانی سر آن ها کلاه بگذاری ! و آن ها هم مدتی لذت خواهند برد

    به نظر می رسد امروزه ترامپ دقیقا همان بازی ملانصرالدین را دارد با مردم دنیا بازی می کند. امروزه اکثر مردمان کشورهای جهان سوم که متوسط مطالعه یکسالشان کمتر از متوسط مطالعه یک روز مردم آمریکاست فکر می کنند که رئیس جمهور منتخب بزرگترین قدرت اقتصادی، نظامی، علمی و سیاسی دنیا یک احمق هست. همین نکته هم مهمترین ابزار برای پیشبرد برنامه های آمریکا و ترامپ شده است.

    ما در صحبتهای روزمره ترامپ و اطرافیانش غرق شده‌ایم و فکر می کنیم که چند احمق، بدون برنامه و پیش بینی دقیق، برای محو تاسیسات هسته‌ای و موشکی ایران، سرنگونی جمهوری اسلامی، نجات مردم ایران یا ایجاد کردستان بزرگ، به تحریک اسرائیل بی گدار به آب زده و امروز در باتلاق ایران گیر افتاده است.

    مانیفست انتخاباتی ترامپ، اول آمریکا بوده و اینکه آمریکا به خاطر دیگران وارد هیچ جنگی نخواهد شد و تنها برای منافع آمریکا جنگ خواهد کرد. لذا هر حرکت آمریکا باید بر این اساس تحلیل شود وگرنه احمقانه، فریب احمق نمایی ترامپ را خواهیم خورد. هیچ یک از اهداف متفاوتی که تاکنون برای این جنگ گفته شده است ربط مستقیمی به منافع آمریکا ندارد، اگر به صورت غیر مستقیم هم ربط داشته باشد آن قدر بزرگ نیستند که امریکای ترامپ به خاطر آنها بجنگد. حال سوال اصلی این است:

    1- آیا هر یک از این مراحل به ظاهر پیش بینی نشده جنگ، قطعاتی از پیش طراحی شده از یک طرح دقیق و بزرگی نیست که به دقت و مرحله به مرحله در حال اجراست؟

    2- طرح و هدف بزرگ آمریکا از این جنگ چیست؟

  • پیام گروههای تروریستی کرد به زبان ساده

    پیام گروههای تروریستی کرد به زبان ساده

    اخیرا ائتلاف گروههای تروریستی کرد در راستای سیاست الحاق‌گرانه خود و با تکیه بر تجربه عراق و سوریه، دنبال مشروعیت سازی برای خود با استفاده از اهرم ترکهای آذربایجان افتاده اند. کردها با مطرح کردن اتحاد دموکراتیک و صدور بیانیه‌های به ظاهر مسالمت آمیز به دنبال آن هستند که با جذب و پشتیبانی از برخی از احزاب و تشکیلاتهای بی اهمیت آذربایجان با نامهای فریبنده ای همانند اتحاد دموکراتیک، در درجه اول همانند عراق و سوریه به سیاستهای اشغال و تغییر دموگرافیک منطقه، رنگ و لعاب دموکراتیک بدهند و در درجه دوم به نام اتحاد دموکراتیک با ترکهای آذربایجان، طرحهای ترکیه برای مقابله با گروههای تروریستی در مرزهای ترکیه را خنثی بکنند. در همین راستا، اخیرا بیانیه ای صادر کرده اند که به ظاهر نشان از منش دموکراتیک و مسالمت آمیز این گروهها نسبت به ترکهای آذربایجان دارد. ولی با تحلیل دقیق این بیانیه کاملا آشکار می شود که این بیانیه دقیقا در راستای همان سیاست های اشغالگرانه قبلی و به عنوان مهر تایید بر آن سیاستهاست.

    در نگاه اول به نظر میرسد که این گروههای تروریستی با ازعان به وجود اقلیت کرد در آذربایجان غربی و قبول وجود اقلیتهای ترک در کردستان و کرمانشاه، خواهان رفتار متقابل نسبت به اقلیتهای هر دو ملت و اتحاد دموکراتیک با همدیگر هستند. ولی این برداشت از بیانیه کاملا غلط است. اشاره مستقیم این بیانیه به حکومت کردها در مهاباد با نام جمهوری کردستان و مبنا قرار دادن آن، نشان دهنده آن است که کردستان مورد نظر اینها بخشی از آذربایجان است نه استانهای کردستان و کرمانشاه. لذا وقتی که این گروهها اشاره به وجود ترکها در کردستان می کنند، منظورشان این است که آذربایجان غربی کردستان است و برخی از ترکها هم در آذربایجان غربی زندگی می کنند. بر این اساس هم پیشنهاد می کنند که در مقابل رعایت حقوق کردها در آذربایجان شرقی و اردبیل، آنها هم حقوق ترکها در آذربایجان غربی را رعایت خواهند کرد. کسانی که از این بیانیه هیجان زده شده اند، لطفا قبل از هیجان، از دوستان تروریستشان مشخصات کردستان را هم بپرسند، از نظر آنها کردستانی که در آن اقلیتی از ترکها هم زندگی می کنند کجاست؟ پس از دریافت جواب این سوال، اگر احساس هیجان کردند، هیجان زده شوند.

    با توجه به این موارد چند نکته باید بیان بکنم:

    1- نسبت جمعیت ترکها در استان گیلان بسیار بیشتر از نسبت جمعیت کردها در آذربایجان غربی است. آیا تاکنون از کسی شنیده‌اید که بگوید گیلان آذربایجانه؟ نه. ما تنها در مورد آستارا صحبت می کنیم که تاریخ مشخصی دارد و پنجاه سال پیش از اردبیل جدا شده و به گیلان داده شده است. حال فرض کنید که برخی از تشکیلاتهای آذربایجان بیانیه داده و بیان بکنند که حقوق گیلکها در استان رشت آذربایجان به رسمیت شناخته خواهد شد و از گیلکها بخواهند که در راه الحاق گیلان به آذربایجان جنوبی، با ترکها اتحاد دموکراتیک بکنند. خنده دار نیست؟ هیجان زده شدن برخی از فعالین ملی نسبت به بیانیه گروههای تروریستی از این هم خنده دارد است. به خودتان بیایید.

    2- جمعیت کردها نزدیک به 5-6 ملیون است و از این تعداد حدود هفتصد هشتصد هزار نفر در استان آذربایجان غربی زندگی می کنند. چرا تمام گروههای تروریستی کردی هیچ طرح و پلانی برای استانهای کرمانشاه و کردستان ندارند ولی کل تمرکزشان و فعالیت تروریستیشان در استان آذبایجان غربی است که حدود یک چهارم جمعیت آن کرد است. آیا هدف این گروهها رهایی مردم کردستان و خدمت به ملت کرد است یا این که تنها هدفشان در راستای اهداف اسرائیل و دشمنان ترکها، اشغال آذربایجان و ایجاد کریدور تروریستی در اطراف ترکیه و جدا کردن آذربایجان از ترکیه است؟ این عروسکهای دستگردان دشمنان ترکها چگونه می توانند دموکرات باشند و یا متحد ترکهای آذربایجان شوند؟

    3- در مورد تفاهم نامه هفت ماده ای پیشه‌وری با قاضی محمد و استناد به آن در بیانیه:

    – اولا در عنوان و امضای تفاهم نامه پیشه‌وری و قاضی، حکومت آذربایجان و حکومت کردها نوشته شده است، نه حکومت آذربایجان و کردستان یا حکومت ترکها و کردها. یعنی از نظر این تفاهم نامه حکومت خودمختار مهاباد که در خاک آذربایجان تشکیل شده است یک حکومت خودمختار محلی برای کردهای آذربایجان است و ربطی به کردستان ندارد(در آن زمان استانها کردستان و کرمانشاه متحد حکومت مرکزی و پهلوی بودند). همچنین کلیه مکاتبات قاضی محمد با پیشه‌وری و باقروف بود و همه هم به زبان ترکی بوده است. یعنی روح این توافقنامه قبول این نکته است که شهرهای مهاباد و بوکان و پیرانشهر و سردشت، شهرهای کردنشین آذربایجان است نه کردستان. جمهوری کردستان نامیدن آن حکومت محلی و کردستنان نامیدن این شهرها، ادعای عرضی به خاک آذربایجان است

    – قبل از این تفاهم نامه، حزب قاضی محمد، دارای دفاتری در سولدوز، اورمیه و برخی دیگر از شهرهای ترک نشین استان بود، پس از این توافقنامه قاضی محمد دستور بسته شدن همه آن دفاتر را صادر کرد و همه دفاتر در شهرهای ترک نشین بسته شد. یعنی روح این توافق نامه قبول شهرهای سولدوز، اورمیه، سلماس، تکاب، میاندواب و … به عنوان شهرهای کاملا ترکی است.

    در نهایت اگر گروههای تروریستی کردی واقعا به دنبال روح توافق نامه قاضی محمد و پیشه‌وری هستند، باید از کردستان نامیدن شهرهای آذربایجان مانند مهاباد و بوکان و پیرانشهر دست بردارند و با صدور بیانیه ای به صورت صریح از همه اعضا و هواداران خود بخواهند که نه تنها استان آذربایجان غربی و شهرهای ترک نشین مانند سولدوز و اورمیه و سلماس را کردستان ننامند، بلکه شهرهای کردنشین آذربایجان را هم کردستان ننامند. همچنین وجود شهرهای ترک نشین مانند سنقر و بیجار در استانهای کردستانی را به صورت صریح بیان کرده و خواستار متقابلیت این شهرها با شهرهای کرد نشین مهاباد و سردشت و پیرانشهر و بوکان در آذربایجان باشند.

  • گروههای الحاقگرای کرد و مسئله آذربایجان جنوبی

    گروههای الحاقگرای کرد و مسئله آذربایجان جنوبی

    یک معادله ساده برای گروههای الحاق گرای کرد

    1- تا زمانی که آذربایجان جنوبی مستقل یا خودمختار نشده و متحد ایران و فارسها باشد، کردستان به هیچ وجه نمی تواند مستقل یا خودمختار شود.

    2- آذربایجان جنوبی بدون استان آذربایجان غربی، به هیچ وجه مستقل یا خودمختار نخواهد شد و در چهاچوب ایران خواهد ماند.

    با توجه به این دو گزاره، احزاب مسلح(تروریستی) و غیر مسلح کرد یک بار دیگر بیاندیشند. اگر واقعا به دنبال استقلال یا خودمختاری کردستان هستید، یک بار برای همیشه مخالفت صریح خود را با سیاست الحاق و اشغالگرانه نسبت به آذربایجان غربی بیان کرده و به آن عمل بکند. ولی اگر به دنبال گرفتن رزق و روزیتان از اسرائیل و امریکا هستید به همین سیاستتان ادامه بدهید. ولی بدانید که این سیاست در درجه اول باعث کشتار و عقب ماندگی کردها و در درجه دوم باعث به تاخیر افتادن استقلال آذربایجان جنوبی خواهد شد

    تنها در صورت مخالفت صریح با سیاستهای الحاق و اشغالگرانه است که آذربایجان جنوبی با خیال راحت برای استقلال یا خود مختاری مبارزه خواهد کرد و بدین ترتیب، امکان استقلال یا خودمختاری کردها در استانهای کردستان و کرمانشاه هم فراهم خواهد شد.

    آذربایجانیهای کرد نسب مهاباد، بوکان، سردشت و پیرانشهر هم باید به عنوان کردهای آذربایجانی در کنار ترکهای آذربایجانی برای استقلال آذربایجان جنوبی مبارزه بکنند. در این صورت مطمئن باشند که با استقلال آذربایجان جنوبی، همانند زمان پیشه وری، کردهای آذربایجان هم بالاترین حد خودمختاری و حقوق فرهنگی را در چهارچوب آذربایجان به دست خواهند آورد.

  • اشغالگری تحت پوشش اتحاد دموکراتیک

    اشغالگری تحت پوشش اتحاد دموکراتیک

    گروههای تروریستی و الحاق گرای کردی با تحلیل شرایط ژئوپولیتیک آذربایجان غربی به این نتیجه رسیده اند که هیچ شانسی برای الحاق و اشغال هیچ بخشی از آذربایجان غربی را ندارند. زیرا هر چه قدر هم به ظاهر از طرف اسرائیل و قدرتهای غربی حمایت شوند، نفوس و قدر رزمی قابل توجهی که یارای مقابله با ترکهای آذربایجان جنوبی را داشته باشد ندارند. لذا با توصیه مشاوران صهیونیست خود موضوع اتفاق و اتحاد دموکراتیک با ترکهای آذربایجان را پیش کشیده اند و امروزه در اکثر مجراهای رسانه‌ای خود به تبلیغ این ایده خود می پردازند. در اصل این ایده تکراری سالهاست که توسط گروههای تروریستی کرد استفاده می شود و در برخی موارد دستاوردهای مهمی هم برایشان داشته است. سیاست اتحاد دموکراتیک تروریستهای کرد با پنج هدف مشخص دنبال می شود:

    1- مشروعیت بخشی به اشغال: کردها با شعار اتحاد دموکراتیک می خواهند به جامعه جهانی نشان دهند که آنها یک ساختار ناسیونالیستی کردی نیستند، بلکه دارای ساختار چند ملیتی و دموکراتیک هستند. با تکیه بر این مشروعیت بخشی دموکراتیک هم، سعی می کنند الحاق سرزمینهای دیگر به کردستان مورد ادعایشان را، نه به عنوان یک «اشغال»، بلکه به عنوان یک «خواست جمعی و دموکراتیک» جلوه دهند.

    2- ایجاد شکاف در بدنه سیاسی جبهه مقابل: کردها برای تضعیف جبهه مقابل خود، شروع به حمایت مالی و سیاسی از احزاب کوچک‌تر جبهه مقابل می کنند. تا بخشی از بدنه جبهه مقابل را جدا کرده و به سمت خود سوق دهند. بدین وسیله زمینه تضعیف گروههای اصلی طرف مقابل که به دنبال حفظ خاک و هویت خود هستند را فراهم میکنند.

    3- خنثی کردن ابتکار عمل ترکیه: تروریستها فکر می کنند، در صورت فراهم کردن ظاهری دموکراتیک و در اتحاد با ترکهای آذربایجان، می توانند با تهییج افکار عمومی ترکیه، از ابتکار عمل ترکیه در مبارزه با تروریسم و پ ک ک ممانعت بکنند

    4- استفاده از بحران برای تثبیت: در مواقع بحرانی، تروریستهای مسلح کرد با ادعای حفاظت از مردم و ایجاد امنیت، ولی در عمل برای الحاق و اشغال، کنترل شهرهای غیر کردنشین را به دست می گیرند.

    5- فشار دموگرافیک و تغییر بافت جمعیتی: هر چه قدر هم ویترین سیاست گروههای تروریستی کرد، ائتلاف و اتحاد دموکراتیک باشد، در عمل پس از اشغال و الحاق، اولین کارشان مهندسی جمعیت و سیاست کردسازی شهرو آواره کردن اتنیکهای دیگر است

    این سناریو و مراحل را در عراق، سوریه، ایران اوایل انقلاب و حتی به نوعی در ترکیه پیاده سازی کردند و امروز هم به شدت به دنبال پیاده سازی آن در آذربایجان جنوبی هستند.

    – در عراق، با جذب بخشهایی از ترکمنها و ایجاد ساختارهایی به ظاهر دموکراتیک، زمینه مشروعیت بخشی به تروریسم، اشغال سرزمین ترکمنها، تضعیف جبهه ترکمن و در نهایت با انهدام و آتش زدن کلیه ادارات و اسناد ثبت احوال و اسناد در کرکوک، زمینه تغییر دموگرافیک کرکوک را فراهم کردند به نحوی که امروز حتی کلیه خانواده طالبانی هم هنگام رای‌گیری به کرکوک می روند و ادعا می کنند که همه آنها بومیان کرکوک هستند

    – در سوریه با فریب بخشی از سران عشایر عرب، اتحاد دموکراتیک سوریه را تشکیل دادند و زمینه مشروعیت بخشی به تروریسم، اشغال سرزمین اعراب، تضعیف مخالفان اسد فراهم کردند و در نهایت با آواره کردن اعراب و ترکمنهای سوریه از سرزمینهای خود و تغییر دموگرافیک سرزمینهای اشغال شده را فراهم کردند

    – در ایران پس از انقلاب اسلامی، با شعارهای فریبنده دموکراسی و سوسیالیزم، بسیاری از جوانان ترک آذربایجان را جذب خود کردند تا به اشغال سرزمینهای آذربایجان مشرعیت بخشند. هنوز لکه ننگ همکاری با کردها در قتل عام سولدوز و اشغال ارومیه از پیشانی برخی از ترکهایی که فریب شعار اتحاد دموکراتیک کردها را خورده بودند پاک نشده است

    – حتی در ترکیه حزب دموکراتیک خلقها(ه د پ) با فریب ترکهای شیعه در ایغدیر و قارص، به نام اتحاد دموکراتیک برای حقوق خلقها، زمینه به دست گرفتن شهرداریهای این شهرها در انتخابات محلی را فراهم کردند. ولی پس از برنده شدن در انتخابات، صلاح‌الدین دمیرتاش با افتخار اعلام کرد که امروز با این انتخابات، مرزهای کردستان را ترسیم کردیم

    با توجه به موارد بالا و سابقه و تجربه گروههای تروریستی کرد در سوئ استفاده از مفاهیم دموکراسی و اتحاد، تکرار دوباره آن در شرایط امروز، نشان از دسیسه چینی صاحبان گروههای تروریستی برای اشغال بخشهایی از آذربایجان جنوبی دارد. با وجود چنین تجربه‌هایی در گذشته این گروهها، کلیه کسانی که به نام آذربایجان جنوبی دم از اتحاد دموکراتیک با کردها می زنند، آگاه باشند که چنین اقدامی و مشروعیت بخشی به ترور و اشغال شهرهای آذربایجان جنوبی، خیانت محض است و ملت آذربایجان به هیچ وجه آنها را نخواهد بخشید.

    گروههای تروریستی مذکور اگر به دنبال آزاد سازی سرزمینهای خود در کردستان و کرمانشاه هستند، چه نیاز به اتحاد با ترکها دارند؟ آنها در سرزمینهای خود با ایران بجنگند، آذربایجان هم در سرزمین خود بجنگد. ولی گروههای تروریستی مذکور به دنبال جنگ با جمهوری اسلامی و یا فارسها نیستند، تنها هدف این گروهها اشغال سرزمینهای آذربایجان و کردیزه کردن آن هستند. یعنی آنها تنها و تنها بر علیه ترکهای آذربایجان می جنگند. در چنین صورتی کسانی که به دنبال اتحاد دموکراتیک هستند، می خواهد با چه کسی و بر علیه چه کسی متحد شوند؟ آیا هدفشان اتحاد با تروریستها بر علیه خودشان یعنی آذربایجان نیست؟