پیام گروههای تروریستی کرد به زبان ساده

گروههای تروریستی و درخواست اتحاد دموکراتیک و برادری

اخیرا ائتلاف گروههای تروریستی کرد در راستای سیاست الحاق‌گرانه خود و با تکیه بر تجربه عراق و سوریه، دنبال مشروعیت سازی برای خود با استفاده از اهرم ترکهای آذربایجان افتاده اند. کردها با مطرح کردن اتحاد دموکراتیک و صدور بیانیه‌های به ظاهر مسالمت آمیز به دنبال آن هستند که با جذب و پشتیبانی از برخی از احزاب و تشکیلاتهای بی اهمیت آذربایجان با نامهای فریبنده ای همانند اتحاد دموکراتیک، در درجه اول همانند عراق و سوریه به سیاستهای اشغال و تغییر دموگرافیک منطقه، رنگ و لعاب دموکراتیک بدهند و در درجه دوم به نام اتحاد دموکراتیک با ترکهای آذربایجان، طرحهای ترکیه برای مقابله با گروههای تروریستی در مرزهای ترکیه را خنثی بکنند. در همین راستا، اخیرا بیانیه ای صادر کرده اند که به ظاهر نشان از منش دموکراتیک و مسالمت آمیز این گروهها نسبت به ترکهای آذربایجان دارد. ولی با تحلیل دقیق این بیانیه کاملا آشکار می شود که این بیانیه دقیقا در راستای همان سیاست های اشغالگرانه قبلی و به عنوان مهر تایید بر آن سیاستهاست.

در نگاه اول به نظر میرسد که این گروههای تروریستی با ازعان به وجود اقلیت کرد در آذربایجان غربی و قبول وجود اقلیتهای ترک در کردستان و کرمانشاه، خواهان رفتار متقابل نسبت به اقلیتهای هر دو ملت و اتحاد دموکراتیک با همدیگر هستند. ولی این برداشت از بیانیه کاملا غلط است. اشاره مستقیم این بیانیه به حکومت کردها در مهاباد با نام جمهوری کردستان و مبنا قرار دادن آن، نشان دهنده آن است که کردستان مورد نظر اینها بخشی از آذربایجان است نه استانهای کردستان و کرمانشاه. لذا وقتی که این گروهها اشاره به وجود ترکها در کردستان می کنند، منظورشان این است که آذربایجان غربی کردستان است و برخی از ترکها هم در آذربایجان غربی زندگی می کنند. بر این اساس هم پیشنهاد می کنند که در مقابل رعایت حقوق کردها در آذربایجان شرقی و اردبیل، آنها هم حقوق ترکها در آذربایجان غربی را رعایت خواهند کرد. کسانی که از این بیانیه هیجان زده شده اند، لطفا قبل از هیجان، از دوستان تروریستشان مشخصات کردستان را هم بپرسند، از نظر آنها کردستانی که در آن اقلیتی از ترکها هم زندگی می کنند کجاست؟ پس از دریافت جواب این سوال، اگر احساس هیجان کردند، هیجان زده شوند.

با توجه به این موارد چند نکته باید بیان بکنم:

1- نسبت جمعیت ترکها در استان گیلان بسیار بیشتر از نسبت جمعیت کردها در آذربایجان غربی است. آیا تاکنون از کسی شنیده‌اید که بگوید گیلان آذربایجانه؟ نه. ما تنها در مورد آستارا صحبت می کنیم که تاریخ مشخصی دارد و پنجاه سال پیش از اردبیل جدا شده و به گیلان داده شده است. حال فرض کنید که برخی از تشکیلاتهای آذربایجان بیانیه داده و بیان بکنند که حقوق گیلکها در استان رشت آذربایجان به رسمیت شناخته خواهد شد و از گیلکها بخواهند که در راه الحاق گیلان به آذربایجان جنوبی، با ترکها اتحاد دموکراتیک بکنند. خنده دار نیست؟ هیجان زده شدن برخی از فعالین ملی نسبت به بیانیه گروههای تروریستی از این هم خنده دارد است. به خودتان بیایید.

2- جمعیت کردها نزدیک به 5-6 ملیون است و از این تعداد حدود هفتصد هشتصد هزار نفر در استان آذربایجان غربی زندگی می کنند. چرا تمام گروههای تروریستی کردی هیچ طرح و پلانی برای استانهای کرمانشاه و کردستان ندارند ولی کل تمرکزشان و فعالیت تروریستیشان در استان آذبایجان غربی است که حدود یک چهارم جمعیت آن کرد است. آیا هدف این گروهها رهایی مردم کردستان و خدمت به ملت کرد است یا این که تنها هدفشان در راستای اهداف اسرائیل و دشمنان ترکها، اشغال آذربایجان و ایجاد کریدور تروریستی در اطراف ترکیه و جدا کردن آذربایجان از ترکیه است؟ این عروسکهای دستگردان دشمنان ترکها چگونه می توانند دموکرات باشند و یا متحد ترکهای آذربایجان شوند؟

3- در مورد تفاهم نامه هفت ماده ای پیشه‌وری با قاضی محمد و استناد به آن در بیانیه:

– اولا در عنوان و امضای تفاهم نامه پیشه‌وری و قاضی، حکومت آذربایجان و حکومت کردها نوشته شده است، نه حکومت آذربایجان و کردستان یا حکومت ترکها و کردها. یعنی از نظر این تفاهم نامه حکومت خودمختار مهاباد که در خاک آذربایجان تشکیل شده است یک حکومت خودمختار محلی برای کردهای آذربایجان است و ربطی به کردستان ندارد(در آن زمان استانها کردستان و کرمانشاه متحد حکومت مرکزی و پهلوی بودند). همچنین کلیه مکاتبات قاضی محمد با پیشه‌وری و باقروف بود و همه هم به زبان ترکی بوده است. یعنی روح این توافقنامه قبول این نکته است که شهرهای مهاباد و بوکان و پیرانشهر و سردشت، شهرهای کردنشین آذربایجان است نه کردستان. جمهوری کردستان نامیدن آن حکومت محلی و کردستنان نامیدن این شهرها، ادعای عرضی به خاک آذربایجان است

– قبل از این تفاهم نامه، حزب قاضی محمد، دارای دفاتری در سولدوز، اورمیه و برخی دیگر از شهرهای ترک نشین استان بود، پس از این توافقنامه قاضی محمد دستور بسته شدن همه آن دفاتر را صادر کرد و همه دفاتر در شهرهای ترک نشین بسته شد. یعنی روح این توافق نامه قبول شهرهای سولدوز، اورمیه، سلماس، تکاب، میاندواب و … به عنوان شهرهای کاملا ترکی است.

در نهایت اگر گروههای تروریستی کردی واقعا به دنبال روح توافق نامه قاضی محمد و پیشه‌وری هستند، باید از کردستان نامیدن شهرهای آذربایجان مانند مهاباد و بوکان و پیرانشهر دست بردارند و با صدور بیانیه ای به صورت صریح از همه اعضا و هواداران خود بخواهند که نه تنها استان آذربایجان غربی و شهرهای ترک نشین مانند سولدوز و اورمیه و سلماس را کردستان ننامند، بلکه شهرهای کردنشین آذربایجان را هم کردستان ننامند. همچنین وجود شهرهای ترک نشین مانند سنقر و بیجار در استانهای کردستانی را به صورت صریح بیان کرده و خواستار متقابلیت این شهرها با شهرهای کرد نشین مهاباد و سردشت و پیرانشهر و بوکان در آذربایجان باشند.


اؤنجه‌کی یازیلار:



Yorumlar

Bir yanıt yazın

E-posta adresiniz yayınlanmayacak. Gerekli alanlar * ile işaretlenmişlerdir

More posts